در این اضطراب بود که چگونه با مادر خداحافظی کند و او را تنها بگذارد و برود. می دانست شاید برگشتی در کار نباشد و این، اولین و آخرین خداحافظی او باشد. به مادر نگاه کرد که سینی آب و قرآن در دست داشت و به تماشای او ایستاده بود. سعی کرد آخرین جمله های مادر را حدس بزند؛ «مواظب خودت باش پسرم»، «ایشالا جنگ زود تموم شه برگردی خونه»، «زود به زود زنگ بزن»، «هر وقت شد مرخصی بگیر یه چند روزی بیا اینجا» ... از زیر قرآن که رد شد، برگشت سمت مادر و خداحافظی کرد. مادر گفت: خداحافظ. سلام من رو به حضرت زهرا برسون (برداشتی از خاطره یک مادر شهید) کلمات کلیدی : |
رسول گرامی میفرمایدهرکسی پایان صفرراخبردهدبهشت براوواجب است. اتمام ماه صفروحلول ماه ربیع الاول ،ماه شادی وسروراهل بیت (ع)،بشارت باد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
امشب به عشاق حسین زهرا دهد مزد عزا یک عده را درمان دهد یک عده بخشش در جزا یک عده را مشهد برد یه عده را دیدار حج باشد که مزد ما شود تعجیل در امر فرج اللهم عجل لولیک الفرج
کلمات کلیدی : |
آزارهائی که بر جسم امام وارد آمد و بی حرمتی هائی که درباره او و اهل بیت اوانجام گرفت، و غم و اندوهی که جان و دل زنان و فرزندان او را سوزاند، کدام دل را نمی لرزاند؟ کدام جان را نمی سوزاند؟ و کدام اشک را نمی جوشاند؟ از اینجاست که دوستداران و شیعیان آن بزرگ را می سزد، که در روزهای شهادت او، از روی همدردی با اهل بیت غم واندوهی در خور این مصیبت سنگین از خود نشان دهند، آنان را می سزد که در چنان اندوه و سوگی فرو روند که گویا این فاجعه برای خود آنان یا برای عزیزان آنان رخ داده است، مگر نه اینکه به فرموده پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه و اله و سلم) او بر ما از خود ما سزاوارتر است؟ مگر نه اینکه آن بزرگوار این همه مصیبت و آزار را برای ما پذیرفت؟خویش را قربانی دین و فدائی امت ساخت*، به یتیم شدن دلبندان و عزیزان خود و اسارت دختران و زنان خود و شهادت خویشان و یاران خود رضا داد، تا ما را در دنیا از ضلالت و کژراهی و در آخرت از عذاب الهی برهاند؟ او آن تشنگی عظیم را پذیرا شد تا ما شیعیان او به تشنگی قیامت گرفتار نیائیم و از شراب شیرین بهشت محروم نمانیم. او این همه بلا و مصیبت را پذیرفت تا شریعت زنده بماند و امت به ضلالت نیفتد. بنابر این ما که خود را امت او و شیعه او می پنداریم، به حکم قانون "چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی" باید آن همه ایثار و فداکاری او را پاس بداریم. آیا قانون عشق و وفا و حقوق دوستی و صفا جز این است که ما نیز هر چه میتوانیم در راه او و برای او ایثار و فداکاری کنیم؟ اگر چه ما هر گز نمی توانیم حقی را که او بر ما دارد به درستی بگزاریم حتی اگر خویش را فدائی و قربانی او سازیم زیرا نفس قدسی آن عزیز خدا کجا و نفوس کوچک مایه و آلوده ما کجا؟ مگر نه اینکه نفس شریف آن بزرگ به منزله نفس قدسی حضرت رسول (صلی الله علیه و اله و سلم ) است؟ کلمات کلیدی : |
کلمات کلیدی : |
کلمات کلیدی : |








